آپ رمان
دانلود رمان های جدید
دانلود رمان آشور با لینک مستقیم

دانلود رمان آشور با لینک مستقیم

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی آشور اثری بینظیر از نیلوفر قائمی فر رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت آپ رمان دانلود کنید

اسم رمان : آشور

تعداد صفحه : ۵۷۲

نویسنده : نیلوفر قائمی فر

ژانر : عاشقانه , ایرانی

دانلود رمان ارباب رعیتی بدون سانسور pdf به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

آشور خلاصه رمان

درباره دختری ترک زبان به نام سمر است که مجبور به ازدواج با پسری به نام آشور میشه . برخلاف تصور این ازدواج به عشقی عمیق میرسه اما …

گوشه ای از رمان آشور

به ساعت نگاه کردم ۱۲بود کفشای پاشنه ۵سانتیِ مشکیمو برداشتم و اومدم پایین مامان:آرام بیا غذا آماداس از همونجا که بودم کفشا رو پرت کردم سمته جا کفشی و پریدم تو آشپزخونه صندلی رو کشیدم عقب و نشستم:حاال چی هس غذا مامان:خورشت سبزی جوونی گفتم مامان ظرف غذا رو جلوم گذاشت آروم شروع به غذا خوردن کردممامان:تا ساعت چند کالس داری؟؟ سرمو باال آوردم:چطور!! مامان:هیچی همینجور مشکوک گفتم:مطمئن مامان از جاش بلند شد:آره خب مامان آهانی گف و از آشپزخونه رف بیرون منم سریع غذامو خوردم ظرف غذا رو تو سینک شستم خواستم برمتا ۴کالس دارم که دلم نیومد و ظرفمو شستماز آشپزخونه اومدم بیرون مامان تو حال بود رفتم سمتش گونشو ب*و*س کردم:من رفتم مامان مامان:برو حواست بخودت باشه دست علی )حضرت علی(همرات ) حرفی که همیشه مامانم میزنه.. کوله امو رو دوشم انداختم و با سرخوشی دویدم بیرون از پله ی آخر پریدم پایین )سرم پایین بود( که یه نفر جلوم ایستاد از دمپای های که پاش بود گرفتم وکم کم اومدم باال با دیدنِ آرشان که لبخند شیطونی رو لبش بود خجالت زده سریع سرمو پایین انداختم:سالم و تند تند ادامه دادم:دانشگاه دارم فعال و سریع از کنارش رد شدم داغ شده بودم دستمو رو صورتم گذاشتم که داغ داغ بود لب گزیدم سرمو تکون دادم تا شاید از فکرم بره……..این رمان فقط برای معرفی میباشد شماره پشتیبانی : 09170366695 ###

    https://tabiapp.ir/?p=5650
    لینک کوتاه مطلب:
    برچسب ها
    موضوعات
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آپ رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.